حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه

هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

عشق آنست که از روی حقیقت باشد

هر که را عشق مجازیست حمال الحطب است

هر که عیب دِگران پیش تو آورد و شمرد

بی گمان عیب تو پیش دِگران خواهد برد

هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز

صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم

به من گفتی که جور من نهان می دار از مردم

تو هم نوعی جفا می کن که بتوان داشت پنهانش!

چون نماید به تو این دولت روی

رو در آن آر و به به کس هیچ مگوی...

هر طایفه ای زِ من گمانی دارد

من زان خودم چنان که هستم، هستم!

قدر اهل درد، صاحب درد می داند که چیست

مرد صاحب درد، درد مرد می داند که چیست!

سخن خوبست ز اول، خاطر کس را نرنجاند

که بعد از گفتگو سودی ندارد، لب گزیدنها

ملت جاهل مکن مجادله با بخت

فرو بزرگی به دانش است و بس امروز