اِی جان! تو عزیزتر نِه ای از یارم

بی یار نخواهمت ز تن بیرون شو!

هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز

صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم

اِی عجب خوب دو دیوانه بهم ساخته اند

زلف آشفته ی تو با دِل سودایی ما...

آزادگان به عشق خیانت نمی کنند

او را خصال مردم آزاده خو نبود...