دل ویرانه عمارت کردن

خوشتر از کاخ برافراختن است

ای جانک خندانم من خوی تو می دانم

تو خوی شکر داری بالله که بخند ای جان

چه گنه کردم و دیدی که تعلق ببریدی؟

بنده بی جرم و خطایی نه صواب است مرانش

حذر کن ز نادان ده مرده گوی

چو دانا یکی گوی و پرورده گوینادان